پروژه دانشجویی مقاله دین و بهداشت روان در word

پروژه دانشجویی مقاله دین و بهداشت روان در word دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد پروژه دانشجویی مقاله دین و بهداشت روان در word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است
بخشی از فهرست مطالب پروژه پروژه دانشجویی مقاله دین و بهداشت روان در word
چکیده
ثبات شخصیت
خودشکوفایى
هماهنگى میان بینش، گرایش و کنش
آرامش روان و رفع اضطراب
رفع کاستى شناختى
خداباورى
خردپرورى
تغییر تدریجى جهانبینى الهى
خوشبین سازى
فطرت و احیاى آن
اضطراب زایى در مقابل اخلاق و وجدان
خردستیزى و وجدانگریزى
دین و وجدان گرایى
ساز و کار تقویت وجدان در دین
مهار و هدایت گرایش و کنش
فهرست منابع
بخشی از فهرست مطالب پروژه پروژه دانشجویی مقاله دین و بهداشت روان در word
فـارسى
* قرآن
* نهج البلاغه
1حر العاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه، قم، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، بىتا
2دیوان امام على علیهالسلام، قم، انتشارات پیام اسلام، چاپ دوم، بىتا
3رجبى، محمود، انسانشناسى، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى، 1380، روزنامه همشهرى
4 شعارىنژاد، علىاکبر، فرهنگ علوم رفتارى، تهران، امیرکبیر، 1364
5کاسیرر، ارنست، فلسفه و فرهنگ، ترجمه: بزرگ نادرزاده، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، 1360
6الکلینى الرازى، محمد بن یعقوب، الکافى، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، بىتا
7مجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، لبنان، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404 ق
8مزلو، آبراهام، انگیزش و شخصیت، ترجمه: احمد رضوانى، مشهد، آستان قدس رضوى، 1372
9 مطهرى، جمشید، “به سوى سلامت روان”، معرفت، ش 46
لاتـین
10 Sells, S. B., (Ed.) The Definition and Measurement of Mental Health, US, Public Health Service,
11. Vicki Coppock and John Hopton, Critical Perspectives on Mental Health, Routledge, London and New York,
چکیده
این نوشتار، بخش دوم سخنى است که با هدف تبیین ساز و کارهاى تأمین بهداشت روانى در دین نوشته شده است. در شماره پیشین، چیستى بهداشت روانى در مکتبهاى گوناگون روانشناسى و نیز اسلام بررسى شد. سپس برخى از مؤلفههاى بهداشت روان را که مورد توجه پژوهشگران غربى است، ارائه شد
در این شماره، از میان دیگر مؤلفههاى بهداشت روان که در دین فراهم مىآید، به چهار مورد مىپردازیم: ثبات شخصیت؛ خودشکوفایى؛ هماهنگى در سهگانه بینش، گرایش و کنش و رفع اضطراب. راهکارهاى اسلام براى رسیدن به خودشکوفایى عبارتند از: تقویت روحیه تعهدپذیرى آدمى و جلوگیرى از آزادى افسارگسیخته؛ ضعف دلبستگىهاى مادى؛ ایجاد انگیزه قوى؛ جهتدهى انگیزهها؛ تحقق هدفهاى تعلیم و تربیت دینى و خودشناسى. براى هماهنگى در سهگانه بینش، گرایش و کنش، اسلام به هدایت در هر سه جنبه مىپردازد. بسترهاى لازم را براى حفظ در مسیر و بازگشت خطاکار فراهم مىسازد و در نتیجه، بسترساز بهداشت روانى است. این دین خاتم، براى اضطرابزدایى و رساندن به آرامش روان، ساز و کارهاى متفاوتى در عرصههاى مختلف ذهن، دل و رفتار دارد که برخى از راهکارهاى ذهنى و بینشى آن عبارتند از: ارتقاى معرفت و جلوگیرى از آشفتگى بینش؛ رفع کاستى شناختى؛ خداباورى؛ ایجاد، حفظ و رشد تدریجى جهانبینى الهى و خوشبینسازى. آخرین راهکار آرامشزا که در این نوشتار بدان مىپردازیم، موضوع فطرت و احیاى آن است. در این بخش، از اضطرابزایى پایمالى اخلاق و وجدان و ساز و کار تقویت وجدان در دین سخن به میان مىآید
کلید واژه: ثبات شخصیت، خودشکوفایى، آرامش روان، سهگانه بینش، گرایش و کنش، خوشبینسازى، وجدان گرایى و وجدانستیزى
ثبات شخصیت
به گفته ونتیز و آلپورت، از جمله نشانگان سلامت روان، ثبات شخصیت2 است و معناىآن نبود دگرگونىهاى هیجانى افراطى است. افراد فاقد این صفت، دمدمىمزاج و بسیار احساساتى هستند؛3 همان گونه که تزلزل شخصیت، آینه تمامنماى نابهنجارى روان وضعف توان است. یکى از ریشههاى این مشکل، نبود الگوى ثابت، کامل، مطمئن و محبوب است. در چنین شرایطى، فرد هر روز از کسى الگو مىگیرد و پیرو الگوهاى متفاوت، دچار تزلزل شخصیت مىشود. آدمى بهویژه نوجوان و جوان، زندگى خویش را با کاوش از الگوهاى برتر مىآغازد. اگر آنها را در آبهاى زلال نیابد، در منجلابهاى آلوده مىکاود و تا رفع این نیاز، هرگز نمىآساید و ناخودآگاه از الگوها تأثیر مىپذیرد. حتى جوانان در دوره استقلالطلبىشان نیز، در واقع در مقام استقلال از خانواده و گزینش آزاد الگو هستند؛ نه اینکه کاملاً از الگوگیرى دورى گزینند. اگر در چنین دورانى، فرد در الگوگیرى دچار بحران شود، شخصیت ناپایدارى در او شکل مىگیرد. از همین رو، یکى از عوامل ناپایدارى شخصیت بهویژه در کودکى و نوجوانى، تنشها و تعارضهاى عملى و نظرى خانوادگى است. اگر والدین داراى شخصیت و مزاج رنگارنگ و افرادى احساساتى و بىمنطق باشند که از عوامل مختلف تأثیر مىپذیرند و روان باثباتى ندارند، چه بسا فرزندان نیز بدین سو گرایند؛ زیرا نخستین الگوى همانندسازى آنان والدین هستند. پیشگیرى از این بحران، در گرو اصلاح رفتار والدین و ارائه الگوهاى مطلوب است
اسلام، مددرسانى نیکو براى جلوگیرى از چنین بحرانى است. از یک سو همگان، از جمله والدین را به پرهیز از تشتتگرایى نظرى و رفتارى و پیروى از الگوهاى برتر الهى فرامىخواند که فراهم کننده فضاى گرم و صمیمى است و از سوى دیگر، تربیت نیکوى فرزند، بسترسازى مناسب براى این امر و قرار دادن وى در شرایط شایسته تربیت را حق فرزندان بر والدین و وظیفه آنان مىشمارد.4 بىتردید یکى از ضرورىترین راهکارهاى تحقق تربیت، بسترسازى براى همانندسازى فرزندان با الگوهاى سالم و برتر انسانى است. پاىبندى به آموزههاى دینى با جهتدهى گرایشها در دوران کودکى و جوانى و عرضه الگوى کامل، مطمئن و محبوب، شخصیت پایدارى در فرد مىنهد و به شیوههاى گوناگون راه را بر اثرپذیرى از الگوهاى سست مىبندد. وحدت شخصیت، بستر مناسبى براى شکوفایى فراهم مىآورد و آدمى را براى آشنایى با مراحل عالىتر هوشیارى توانا مىسازد
قرآن با توجه به الگوگیرى در زندگى مىفرماید
لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللّهَ وَ الْیَوْمَ الاْخِرَ وَ ذَکَرَ اللّهَ کَثِیراً؛5 براى شما در زندگى، رسول خدا سرمشق نیکویى بود. براى آنها که امید به رحمت خدا و روز قیامت دارند و خدا را زیاد یاد مىکنند
قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ؛6 شما الگوى خوبى در ابراهیم و پیروان او دارید
قرآن پیامبر خود را به یادآورى الگوها فرامىخواند
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِبْراهِیمَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا؛7 در این کتاب، ابراهیم را یاد کن که وى بسیار راستگو و پیامآور الهى بود
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسى إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا؛8 در این کتاب، موسى را یاد کن که وى مخلص و فرستادهاى پیامآور بود
وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا؛9 در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامآورى راستکردار بود
بدین جهت، دین با ارائه الگوهاى انسانى برتر، کام تشنگان را با زمزم گواراى خویش سیراب مىسازد و با هدایت فرد در این مسیر، از پراکندگى شخصیت باز مىدارد
یکى از ویژگىهاى روش الگویى اسلام در رساندن بشر به ثبات شخصیت، نفى برداشت فراانسانى از الگوهاى دینى است. قرآن چنین رویکردى را مردود مىشمارد و بر بشرى بودن پیامبر و رفتارهاى او تأکید مىورزد
قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلاّ بَشَرٌ مِثْلُکُمْ وَ لکِنَّ اللّهَ یَمُنُّ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ ما کانَ لَنا أَنْ نَأْتِیَکُمْ بِسُلْطانٍ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ وَ عَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُومِنُونَ؛10 پیامبران بدانها مىگفتند ما کسى جز بشرى مانند شما نیستیم، ولى خداوند بر بندگانى که بخواهد منت مىنهد (و مورد لطف ویژه قرار مىدهد)
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى إِلَیَّ؛11 بگو من بشرى مانند شما هستم که به من وحى مىشود
لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ؛12 بىگمان رسولى از میان خودتان به سوى شما آمد
حکمت این سخن حکیمانه، توجه دادن آدمیان به انسانهایى است که بهرغم بشر بودن، توان عروج یافتهاند و توانایىهاى نهفته خویش را به ظهور رساندهاند. مطالعه زندگى چنین اسوههایى به زمینیان مىفهماند که مقصد آسمانى براى همگان، دستیافتنى است
قرآن حتى براى نوجوانان نیز اسوه معرفى مىکند و معرفت و ایمان اسماعیل علیهالسلام را مىستاید و داستان آن را براى آدمیان نقل مىکند.13 در داستان طالوت و جالوت که رهبران حق و باطل بودند و حامیان حق، بسیار اندک بود، قرآن از شهامت نوجوانى به نام داوود علیهالسلام یاد مىکند؛ زیرا از میان مردم برخاست و با تکیه بر قدرت ایمان با سردمدار کفر عصر مبارزه کرد
وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللّهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَهَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا یَشاءُ؛14 داوود جالوت را بکشت و خدایش پادشاهى و فرزانگى بداد و آنچه مىخواست به او بیاموخت
خودشکوفایى
یکى از مؤلفههاى بهداشت روانى رشد و خودشکوفایى16 است. به گفته آبراهام مزلو،این ویژگى سطح نهایى رشد روانى است و زمانى مىآید که تمام نیازهاى دانى و عالى برآورده شده و همه استعدادهاى شخصیتى به فعلیت رسیده باشد.17 این مؤلفه چنانجایگاهى دارد که روانشناسان انسانگرا، مانند کارل راجرز و مزلو که دو روانشناس امریکایى و معروفترین چهره این رویکرد هستند، بهداشت روانى را به خودشکوفایى تعریف مىکنند و سالمترین انسان را کسى مىدانند که به این مرحله دست یابد.18 بىگمان اسلام آدمى را در رسیدن به این مقصد در هر دو بعد نظرى و عملى یارى مىکند. در مقام نظر، خود حقیقى را به او مىشناساند و راهکارهاى شکوفایى آن را به وى مىنمایاند. در مقام عمل نیز او را براى نیل به مقصود دستگیرى مىکند. عمل به آموزههاى فردى، آن وضعیت روانى آدمى را مستعد شکوفایى مىسازد. اهداف اجتماعى آن نیز که تحقق جامعه نمونه و خدامحور است، بستر اجتماعى و خانوادگى مناسبى براى رسیدن به این مقصود فراهم مىسازد. مؤلفههاى فراوانى که در این نوشتار براى بهداشت و سلامت روان ارائه شد، به ویژه اعتماد به نفس، تقویت اراده و وجدان، مهار نفس، تقویت توان عشقورزى، ارائه عشق برتر، هماهنگسازى بینش، گرایش و کنش، آرامشبخشى به روان، هر کدام به گونهاى بستر خودشکوفایى را فراهم مىسازند. اسلام براى تحقق هر یک ساز و کارهاى ویژهاى ارائه مىدهد که پیشتر بیان شد. افزون بر این، اسلام با توجه به عناصر زیر نیز در پیدایش این مهم اهتمامى تام دارد
1 تقویت روحیه تعهدپذیرى آدمى و جلوگیرى از آزادى افسارگسیخته: خودشکوفایى در پرتو تعهدپذیرى دست مىدهد و آزادى بىمهار مانع اساسى در این مسیر است. تعهد، انسانساز و رهایى از آن انسانسوز است. مسئولیتپذیرى خودجوش و درونى هم به عملى شدن خودشکوفایى مدد مىرساند و هم خود یکى از شاخصههاى بهداشت روان شمرده مىشود. آدمى توانایىهاى شگفتآورى دارد. فعلیت یافتن آنها در گرو تعهدپذیرى است. براى مثال، نوجوان استعداد شکوفایى علمى دارد، ولى اگر رها شود غریزههاى وى او را به افراط در تفریح، بازى و وقت گذرانى مىکشاند. قرار دادن وى در یک برنامهریزى آموزشى مناسب و تقویت روحیه تعهدپذیرى در حسن اجراى برنامه، مىتواند توان دانشاندوزى و نوآورى علمى او را به ظهور رساند. اسلام نیز با قرار دادن آدمى در یک نظام فکرى و عملى، او را از یلگى رها و به خودشکوفایى، وفادار مىسازد. نخستین گام در این راستا، عبثزدایى از زندگى و نفى اندیشه مالکیت رها بر امکانات درون و برون است. قرآن، حیات را هدفمند و وجود را یکسره نعمتهایى مىشمارد که انسان در قبال آنها پاسخگو است
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؛19 آیا پنداشتهاید که ما شما را بیهوده آفریدهایم و بازگشت شما به سوى ما نیست!
تلاوت نیکوى آیات آسمانى، احساس تعهد درونى را در فرد تقویت مىکند و به او مىآموزد که تنها موجودى که مؤاخذه نمىشود و مدیون کسى نیست خداست. آنچه او در حق بندگان مىکند لطف است و دیگران یکسره وامدار اویند. او تنها وجود کامل و مطلق است و هر کس ادعاى بىمسئولیتى کند، مدعى ربوبیت شده است
لا یُسْئَلُ عَمّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ؛20 خدا از آنچه مىکند بازخواست نمىشود، ولى آنان بازخواست خواهند شد
این صحیفه الهى همه را، اعم از امام و امت، رسول و غیر او، مسئول مىشمارد
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ؛21 بىگمان از کسانى که پیامبران را به سوى آنها فرستادیم بازخواست مىکنیم و از پیامبران (نیز) سول مىکنیم
قرآن آدمى را یادآور تعهد خویش مىسازد
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛22 آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم! که شیطان را پرستش نکنید که او براى شما دشمن آشکارى است؟
وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ؛23 و اینکه مرا بپرستید که راه مستقیم همین است؟
وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلاًّ کَثِیراً أَ فَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ؛24 او افراد زیادى از شما را گمراه کرد، آیا اندیشه نکردید؟
آیات 60 و 61 سوره یس بر تعهد تکوینى آدمى در برابر خداوند تأکید دارد. آیه 62 نیز نقش گمراه کننده شیطان را درباره کسانى که به این تعهد توجه نکردهاند، آشکار مىسازد. امیر مؤمنان على علیهالسلام با توجه به این حقیقت، خطاب به مردم مىفرماید
اى بندگان خدا! از این دشمن خدا برحذر باشید، مبادا شما را به بیمارى خویش (کبر و غرور) مبتلا سازد و با نداى خود شما را به حرکت درآورد
آن امام همام، براى مسئولیتپذیرى و ایجاد تعهد در افراد، نوعى هماهنگى میان عالم تشریع و تکوین ایجاد کرده است و با اشاره به تعهد تکوینى، مسئولیت ما را در مقابله با شیطان و کنترل نفس اماره برجسته ساخته است
آموزههایى چون نماز، ادعیه و تلاوت قرآن، هر یک به گونهاى، تعهد آدمى را به وى یادآور مىشوند. براى مثال، توجه مناسب در نماز، بذر تعهد آغازین مؤمن را در دل وى شکوفا مىسازد. نمازگزار بارها یادآور نعمتهاى الهى مىشود (الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ) و بر تعهد خویش و لزوم پاسخگویى در محضر ربوبى پاى مىفشرد (مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ). او چنان سراپا به برترین بهرهورى از نعمتهاى الهى براى کمال خویش و تقرب نفس ناسوتى به عرش لاهوتى مصمم است که از سر خضوع از پروردگارش براى رسیدن به این مقصود یارى مىجوید: (إِیّاکَ نَسْتَعِینُ، اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ). آن گاه ذهن و ضمیر خود را از سوءفهم در مقصدشناسى باز مىدارد: (صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضّالِّینَ)
2 ضعف دلبستگىهاى مادى: دنیاگرایى و توجه افراطى به امور مادى، آدمى را از توجه به بُعد غیر هوشیار نفس دور مىسازد و همین امر، سبب نقص در شکوفایى و عملى نشدن بهداشت روانى در او مىگردد. افزون بر آنکه اگر انسان تمام نیروى خود به پاى غریزههاى حیوانى قربانى کرد، زمان و توان براى خودشکوفایى وى باقى نمىماند. دین براى رفع این مانع، گامهاى بلندى پیش مىنهد و ساز و کار کارسازى دارد
3 ایجاد انگیزه قوى: خودشکوفایى و فعلیتبخشى به توانایىهاى وجودى، نیرویى مىطلبد که سبب حرکت آدمى به سوى مقصد شود. چه پرشمارند آنان که از نبوغ ذاتى برخوردارند و براى رشد علمى توانایى دارند، ولى صد افسوس که آن را به کار نگرفتهاند و چه بسا مسیر علم را برنگزیدهاند؛ زیرا فاقد انگیزه کافى بودهاند. خودشکوفایى در دیگر جنبهها نیز اگر با نیروى حرکتبخش کافى همراه نباشد، ممکن است به فعلیت نرسد. دین، توان تولید قدرتى پرتوان دارد. محبت الهى نیروى محرکه نیرومندى است که مىتواند مولد نیروى لازم براى خودشکوفایى باشد. اگر عشق الهى در فرد شکفته شود، توانایىهاى وجودى او آشکار مىشود؛ زیرا بخشى از توانایىهاى آدمى تنها در سایه عشق آزاد مىشود. براى مثال، دختر جوانى که صبح به سختى از خواب برمىخیزد، پس از اینکه صاحب فرزند شد، در دل شب با کوچکترین صداى نوزاد از جا برمىخیزد و به او شیر مىدهد یا غذا تهیه مىکند و او را سیر مىسازد. پسر جوان بىحالى که همیشه منتظر مىماند تا همه چیز براى او آماده شود، پس از تشکیل زندگى و فرزنددار شدن، با نیروى زیادى مىکوشد تا امکانات لازم را براى خانوادهاش فراهم سازد. از این رو، عشق قواى خفته را بیدار و نیروهاى بسته و مهار شده را در آدمى رها مىسازد
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
چه بسا شاعران و فیلسوفان و هنرمندانى که مخلوق یک عشق و محبت نیرومندند
4 جهتدهى به انگیزهها: دین با ارائه عشق و زیبایىهاى برتر، نیاز نفس به زیبایىطلبى را که یکى از مؤلفههاى خودشکوفایى است به زیبایى برآورده مىسازد. مؤمن عارف، خدا را زیباترین مىیابد و اطاعت مىکند28 و چون صفات نیکو زیبندهاند، خود را بدانها مىآراید. او زیبایى نیکمنشى، اخلاق کریمانه و بزرگوارانه و زشتى خصلتهاى ناروا را درک مىکند.29 انسان مسلمان زیبایى شکر و حمد خدا و توجه به نعمتهاى الهى و زیبایى برجستگان این وادى را مىستاید. او زیبایى پیوند قلبى با خدا و پیوند آن با زیباسازى زندگى فردى، خانوادگى و اجتماعى را مىیابد. فرد مسلمان با رجوع به تاریخ اسلام نمونههاى بارز ایثار، جوانمردى، آزادمنشى، بلندطبعى، بىعلاقگى به دنیا، گزینش راه خدا در دوراهىهاى سخت، خدمت به مردم، تحمل سختىها در راه خدا و اخلاص در عبادت را در ائمه علیهمالسلام و پارسایان زیبا مىبیند و مقابل این خصلتها را زشت مىشمارد. اسلام زیبایىهاى ملکوتى، معنوى و اخلاقى را بالاترین نوع زیبایىها مىشمارد و فرد را به این سمت مىکشاند و این امر به سلامت روان و خودشکوفایى او کمک مىکند

کلمات کلیدی :
» نظر